پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۸

سوی من شادی نیاید،تا نیایم سوی تو

روی شادی آن زمان بینم که بینم روی تو

من دلی دارم که در وی روی شادی هیچ نیست

غیر از آن ساعت که آرد باد صبحم بوی تو

هر کسی از غم پناه خود به جایی می‌برد

من چو غم بینم روم شادی‌کنان در کوی تو

چشم ترکت را غلامان گر چه بسیارند، لیک

زین غلامان مقبل آن خالست و مخلص موی تو

من به غم خوردن نهادم گردن بیچارگی

زانکه کس شادی نبیند در جهان از خوی تو

اوحدی، تن در شب غم ده، کزین شیرین‌لبان

روز شادی کس نخواهد کرد جست و جوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۰زود شود باز بستهٔ تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۱دل به تو دادیم و شکستی، برو
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۲حسن مصرست و رخ چون قمرت میر درو
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۳امشب از پیش من شیفته‌دل دور مرو
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۴آن چشم مست بین، که دلم گشت زار ازو
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۵ای دل مکن، بهر ستمی این نفیر ازو
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۶عمر که بی‌او گذشت، ذوق ندیدیم ازو
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۷گر دهد یارت امان ایمن مشو
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.