پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۶

عمر که بی‌او گذشت، ذوق ندیدیم ازو

دل بر شادی نخورد، تا ببریدیم ازو

دست تمنای ما شاخ امیدی نشاند

لیک به هنگام کار میوه نچیدیم ازو

چند جفا گفت و زو دل نگرفتیم باز

چند ستم کرد و رو در نکشیدیم ازو

گر چه ستمگار بود خاطر ازو برنگشت

ورچه جفا پیشه داشت ما نرمیدیم ازو

از پی چندین طلب دل چو ز باغ رخش

سیب گزیدن نیافت، دست گزیدیم ازو

زو دل ما بعد ازین عشوه نخواهد خرید

کاتش ما برفروخت هر چه خریدیم ازو

گر زتو پرسند: کیست عاشق دیوانه؟ گو

ما، که نشان وفا می‌طلبیدیم ازو

باز شنیدیم: کو آتش ما می‌کشد

رو، که به جز باد نیست هر چه شنیدیم ازو

بر سر خوان لبش، پیش حسودان ما

آن همه حلوا چه سود؟ چون نچشیدیم ازو

چون به در دل رسی،رنگ رخ اوحدی

خود بتو گوید که: ما در چه رسیدیم ازو؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۸دل سرای خاص شد، از مجلس عامش مگو
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۹ای ز چین و حلقهٔ زلف سیاه
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۰چون همه ملک وجود خانهٔ شاهست و شاه
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۱آن تیر بالا را ببین: ز ابرو کمان‌ها ساخته
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۲ای جان من ز هجر تو در تن بسوخته
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۳روز عید آن ترک را دیدم پگاه آراسته
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۴خیانتگر خیانت کرد و ما دل در خدا بسته
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۵روی زیبا نتوان داشت نهان پیوسته
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.