پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۲

ای ترک، دل ما را خوش‌دار به جان تو

مگذار تن مارا لاغر چو میان تو

چون سرو روان داری قدی به خرامیدن

و آن روی چو گل خندان بر سرو روان تو

ابرو چون کمان سازی، تا تیر غم اندازی

گر زخم خورم، باری، از تیر و کمان تو

هر چند فراخ آمد صحرای جهان بر من

هر لحظه به تنگ آیم زان تنگ دهان تو

دل خواسته‌ای از من، نتوان به تو دل دادن

زیرا که: چو بگریزی کس نیست ضمان تو

مانند رکابت رو بر پای تو می‌مالم

باشد که به دست افتد یک روز عنان تو

لاف از سخن شیرین دیگر نزنم پیشت

کین لفظ نمی‌زیبد الا ز زبان تو

آشفته شوم هر دم بر صورت زیبایی

باشد که نشان یابم روزی ز نشان تو

اکنون که به شیدایی چون اوحدی از غفلت

در دام تو افتادم، جان من و جان تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۴به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۵دل من خستهٔ یاریست بی‌تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۶گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۷ای مدد تیره شب از موی تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۸سوی من شادی نیاید،تا نیایم سوی تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۹گل در قرق عرق کند از شرم روی تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۰زود شود باز بستهٔ تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۱دل به تو دادیم و شکستی، برو
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.