پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۱

ای رشک گل تازه رخ چون سمن تو

عرعر خجل از قد چو سرو چمن تو

پای نفس اندر جگر نافه شکسته

بوی شکن طرهٔ‌عنبر شکن تو

آنها که به مویی بفروشند بهشتی

مویی به جهانی بخرند از بدن تو

دل تنگ شود غنچه و لب خشک و جگر خون

از رشک شکر خندهٔ تنگ دهن تو

بر عقد گهر طعنه زند گاه تبسم

آن رستهٔ دندان جو در عدن تو

بر پیرهن ار نقش کنی صورت نرگس

بینا کندش بوی خوش پیرهن تو

شد کاسته چون موی تن اوحدی، ارچه

کاهیدن مویی نپسندد ز تن تو

در حلق دل سوختهٔ شیفته خاطر

زنجیر بلا گشته دو مشکین رسن تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۳به جان من، به جان من، به جان تو، به جان تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۴به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۵دل من خستهٔ یاریست بی‌تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۶گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۷ای مدد تیره شب از موی تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۸سوی من شادی نیاید،تا نیایم سوی تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۹گل در قرق عرق کند از شرم روی تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۰زود شود باز بستهٔ تو
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.