پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۰

ای خرمن گل خوشه‌چین پیش تن و اندام تو

بلبل نخوانَد وصف گل تا من نگویم نام تو

بر بام رو تا خلق را در تیره شب روشن شود

ماهی ز طاق آسمان،ماهی ز طرف بام تو

یک بوسه در ده زان دهن وانگه بریز این خون من

تا در دمی حاصل شود هم کام من، هم کام تو

مثل دهانت شکری در مصر نتوان یافتن

ای مصر زیبایی نهان در زلف همچون شام تو

دیشب سلامی کرده‌ای، چون قدر آن نشناختم

امروز خود را می‌کشم در حسرت دشنام تو

نشگفت از آه سرد من وز رنگ و روی زرد من

ای جان غم پرورد من پروردهٔ انعام تو

از سیم خالی می‌کنی وز مشک خالی می‌زنی

این دامها چند افگنی؟ ای اوحدی در دام تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۲ای ترک، دل ما را خوش‌دار به جان تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۳به جان من، به جان من، به جان تو، به جان تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۴به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۵دل من خستهٔ یاریست بی‌تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۶گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۷ای مدد تیره شب از موی تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۸سوی من شادی نیاید،تا نیایم سوی تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۹گل در قرق عرق کند از شرم روی تو
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.