پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۸

ای نور چشم من ز رخ لاله‌رنگ تو

سوگند سخت من به دل همچو سنگ تو

در دهر سوکوار نباشد به حال من

در شهر غمگسار نباشد بی‌نگ تو

پیش رخت ز شرم بریزند رنگها

صورتگران چین چو ببینند رنگ تو

بر زان دل چو سنگ و بر همچو سیم خام

آنکس خورد، که سیم بریزد به سنگ تو

مپسند کشتن من مسکین، که بعد ازین

مانند من شکار نیفتد به چنگ تو

اکنون سپر چه سود؟ که بر دل گذار کرد

پیکان تیر غمزهٔ همچون خدنگ تو

میدان فراخ یافته‌ای، اوحدی،ولی

در وصل او عجب که رسد دست تنگ تو!

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۰ای خرمن گل خوشه‌چین پیش تن و اندام تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۱ای رشک گل تازه رخ چون سمن تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۲ای ترک، دل ما را خوش‌دار به جان تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۳به جان من، به جان من، به جان تو، به جان تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۴به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۵دل من خستهٔ یاریست بی‌تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۶گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۷ای مدد تیره شب از موی تو
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.