پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۴

کیست دگر باره این؟ بر لب بام آمده

روی چو صبحش در آن زلف چو شام آمده

بر همه ارباب عشق حاکم و والی شده

در همه اسباب حسن چست و تمام آمده

یاور ما نیست چرخ، همدم ما نیست بخت

ور نه چرا بگذرد صید به دام آمده؟

گویی: از آشوب او هیچ توانیم دید

ما به سلامت شده، او به سلام آمده؟

سینه ز خونریز او سخت حذر می‌کند

زانکه جوانست و مست، در پی نام آمده

گر چه ز هجران او درد سری کم نبود

کام دل خود ندید جان به کام آمده

مهرهٔ ششدر شدست، آه! که در دست خود

نقش موافق نداد نرد مدام آمده

با همه تندی و جوش در عجبم من که چون

سخت لگامی نکرد توسن رام آمده؟

بید، که بالا گرفت منصب او در چمن

گو که: تماشا کند سرو به بام آمده

با همه تلخی که کرد، در صفت و شان او

از نفس اوحدی شهد کلام آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۶ای مردگان، کجایید؟ اینک مسیح زنده
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۷عاشقان درد کش را دردی می‌خانه ده
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۸ای داده روی خوب تو از حسن داد دیده
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۹نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیده
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۰می‌نالم ازین کار به سامان نرسیده
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۱ای بر فلک از رخ علم نور کشیده
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۲ماییم و خراباتی پر بادهٔ جوشیده
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۳چمن پر گهر شد ز باران ژاله
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.