پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۳

ای ز زلفت عقل در دام آمده

نرگست با فتنه همنام آمده

نازکست اندام سیمینت چو گل

ای سرا پایت به اندام آمده

گِردِ صبح صادق رخسار تو

چین زلفت پردهٔ شام آمده

دیگ سودای ترا دل در دماغ

پخته بسیاری، ولی خام آمده

در حساب بوسه امید مرا

بر دهانت مبلغی وام آمده

گوش ما را از لبت چشم دعا

بوده، لیکن جمله دشنام آمده

از تمنای لب میگون تو

اوحدی را سنگ بر جام آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۵ازین نرگس و گل غرورم مده
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۶ای مردگان، کجایید؟ اینک مسیح زنده
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۷عاشقان درد کش را دردی می‌خانه ده
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۸ای داده روی خوب تو از حسن داد دیده
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۹نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیده
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۰می‌نالم ازین کار به سامان نرسیده
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۱ای بر فلک از رخ علم نور کشیده
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۲ماییم و خراباتی پر بادهٔ جوشیده
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.