پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۰

می‌نالم ازین کار به سامان نرسیده

وین درد جگر سوز به درمان نرسیده

جانا، سخنست این همه سوراخ ببینید

بر سینهٔ این کشتهٔ پیکان نرسیده

افسوس! که موری نشکستیم درین خاک

وین قصه به نزدیک سلیمان نرسیده

ای ترک پری‌چهره، چه بیداد و جفا ماند؟

کز کافر چشمت به مسلمان نرسیده

از خوان تو برخاسته یغمای طفیلی

زان گونه که یک لقمه به مهمان نرسیده

شک نیست که این چشم چو دریا نگذارد

در شهر یکی خانهٔ توفان نرسیده

زود اوحدی اندر سخن خود برساند

آوازهٔ این جور به سلطان نرسیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۲ماییم و خراباتی پر بادهٔ جوشیده
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۳چمن پر گهر شد ز باران ژاله
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۴دل جفت درد و غم شد زان دیلمی کلاله
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۵در سر و سرای خود نگذاشتم الاالله
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۶ای روشن از رخ تو زمین و زمان همه
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۷بر در می‌خانه این غلغل و آن طنطنه
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۸پدید نیست اسیران عشق را خانه
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۹سر در کف پایت نهم، ای یار یگانه
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.