پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۱

ای بر فلک از رخ علم نور کشیده

زلف تو قلم در شب دیجور کشیده

حسن از اثر مستی و ناخفتن دوشت

صد سرمه در آن نرگس،مخمور کشیده

خط تو بر آن روی چو خورشید هلالیست

از غالیه بر صفحهٔ کافور کشیده

گفتار تو زنبور زبان از شکرینی

خط در ورق زادهٔ زنبور کشیده

ما از ره دور آمده نزدیک تو وانگاه

خود را تو زما بی‌سببی دور کشیده

اندیشهٔ وصل تو بسر نشتر سودا

خون از جگر عاشق محرور کشیده

از بس که بکشتی به جفا خسته دلان را

گرد تو ز ماتم‌زدگان سور کشیده

بارت ز دل و دیده و نازت به سر و چشم

هم سرو سهی برده و هم حور کشیده

از عشق تو چون اوحدی امروز جهانی

داغ ستمت بر دل رنجور کشیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۳چمن پر گهر شد ز باران ژاله
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۴دل جفت درد و غم شد زان دیلمی کلاله
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۵در سر و سرای خود نگذاشتم الاالله
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۶ای روشن از رخ تو زمین و زمان همه
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۷بر در می‌خانه این غلغل و آن طنطنه
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۸پدید نیست اسیران عشق را خانه
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۹سر در کف پایت نهم، ای یار یگانه
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۰گرد مغان گرد و بادهای مغانه
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.