پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۵

در سر و سرای خود نگذاشتم الاالله

وندر دل ورای خود نگذاشتم الاالله

از غیر به جای او نگذاشت کسی را دل

وز خار به جای خود نگذاشتم الاالله

کی تازه توان کردن پیوند من و دنیی؟

کز گرد و گیای خود نگذاشتم الاالله

تا ارض و سمای من خالی شود از من هم

در ارض و سمای خود نگذاشتم الاالله

از ما و ز من غیری مشکل بهلم چیزی

من کز من و مای خود نگذاشتم الاالله

در گفتن « لا» هر کس بگذشت ز چیزی، من

از گفتن لای خود نگذاشتم الاالله

از خلق بهای من مستان چو شوم کشته

زیرا که بهای خود نگذاشتم الاالله

من چون ز برای او هم خانهٔ دین گشتم

در خانه برای خود نگذاشتم الاالله

بر لوح لوای دل ننگاشتم الا «هو»

در دلق و قبای خود نگذاشتم الاالله

چون اوحدی ار باقی مانم نه عجب، زیرا

کز عین بقای خود نگذاشتم الاالله

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۷بر در می‌خانه این غلغل و آن طنطنه
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۸پدید نیست اسیران عشق را خانه
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۹سر در کف پایت نهم، ای یار یگانه
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۰گرد مغان گرد و بادهای مغانه
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۱بسیار دشمنست مرا و تو دوست نه
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۲ای در غم عشقت مرا اندیشهٔ بهبود نه
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۳ای شهر شگرفان را غیر از تو امیری نه
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۴آن دل که مرا بود و توی دیده سلبوه
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.