پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۱

بسیار دشمنست مرا و تو دوست نه

با دوستان خویشتن اینها نکوست؟ نه

من سال و ماه در سخن و گفت و گوی تو

وانگه تو با کسی که درین گفت و گوست نه

با من هزار تندی و تیزی نموده‌ای

گفتم به هیچ کس که: فلان تندخوست؟ نه

ای عاشقان موی تو افزون ز موی سر

زیشان چو من ز مویه کسی همچو موست؟ نه

خلقی به بوی زلف تو از خویش رفته‌اند

کس را وقوف هست که آن خود چه بوست؟ نه

گویند: ترک او کن و یاری دگر بگیر

اندر جهان حسن کسی مثل اوست؟ نه

ای قیمتی چو جان بر ما خاک کوی تو

ما را بر تو قیمت آن خاک کوست؟ نه

شهری به آرزوی تو از جان برآمدند

کس را برآمدی ز تو جز آرزوست؟ نه

با اوحدی طریق جدایی گرفته‌ای

ای پاردوست بوده و امسال دوست نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳۳ای شهر شگرفان را غیر از تو امیری نه
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۴آن دل که مرا بود و توی دیده سلبوه
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۵ببر، ای باد صبح‌دم، بده ای پیک نیک‌پی
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۶ز لعلش بوسه‌ای جستم، بگفت: آری، بگفتم: کی
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۷خانهٔ صبر مرا باز برانداخته‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۸ثوابست پرسیدن خسته‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۹یارب! تو دوش با که به شادی نشسته‌ای؟
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۰با دگری بر غم من عقد وصال بسته‌ای
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.