پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۹

یارب! تو دوش با که به شادی نشسته‌ای؟

کامروز بی‌غم از در ما باز جسته‌ای

از روی عشوه بند قبا را گشاده باز

وز راه شیوه طرف کله بر شکسته‌ای

سیم از میان ببرده و در کیسه ریخته

زر در کمر کشیده و بر کوه بسته‌ای

امروز گو: شکفته مشو هیچ گل، که تو

صد گلبن شکفته و صد لاله دسته‌ای

گل نقل نیست باده بنه، کز دهان و لب

یک خانه شهد و شکر و عناب و پسته‌ای

برخیز و شمع را بنشان، یا بهل چنان

تا شمع بیندت که چنین خوش نشسته‌ای

گر دیگری ز حسرت او غصه میخورد

ای اوحدی، تو باری ازین غصه راسته‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۱بر گل از عنبر کمندی بسته‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۲ای که تیر بی‌وفایی در کمان پیوسته‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۳آن خط عنبرین که چو آبش نبشته‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۴باز به رسم سرکشان راه جفا گرفته‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۵من که باشم؟ در زیان افتاده‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۶باز به تنها چنین عزم کجا کرده‌ای؟
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۷دلبرا، روز جدایی یاد ما می‌کرده‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۸همچو گل صد گونه رنگ آورده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.