پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۸

همچو گل صد گونه رنگ آورده‌ای

غنچه‌وارم دل به تنگ آورده‌ای

سوی من هر دم ز زلف و خال و خط

لشکری دیگر به جنگ آورده‌ای

در مخالف میزنی چون دف مرا

راستی نیکم به چنگ آورده‌ای

چون تو آهو زاده‌ای حیفست حیف!

کآنچنان خوی پلنگ آورده‌ای

بی‌گناهم کشته‌ای صدبار و باز

رفته‌ای، صد عذر لنگ آورده‌ای

بس جهودی میکشم، گویی، مرا

با اسیران از فرنگ آورده‌ای

اوحدی را خاک پای خویش خوان

چونکه دستش زیرسنگ آورده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۰ای که دیگر بی‌گناه از من عنان پیچیده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۱زان شکرین‌لب گر شبی کردم شکار بوسه‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۲آشنایی جمله را، با من چرا بیگانه‌ای؟
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۳در کعبه گر ز دوست نبودی نشانه‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۴ای ماه و مشتری ز جمالت قرینه‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۵با این چنین بلایی، بعد از چنان عذابی
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۶چه پیکری؟ که ز پاکی چو گوهر نابی
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۷دولت ز در باز آمدی ما را پس از بی‌دولتی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.