پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۰

ای که دیگر بی‌گناه از من عنان پیچیده‌ای

دشمنی کردی روی از دوستان پیچیده‌ای

زور بر ما ناپسند آمد که از روی قیاس

پنجهٔ مسکین و دست ناتوان پیچیده‌ای

گر به سالی یک سخن با ما بگویی از دروغ

راست پنداری درو رمزی نهان پیچیده‌ای

آشکارا دی فرستادی دعایی نزد من

زیر هر حرفیش دشنامی نهان پیچیده‌ای

نامه‌ای دوشم فرستادی به نام آشتی

چون به دیدم، بیست جنگش در میان پیچیده‌ای

التماس بوسه‌ای کردم شبی، رفتی به خشم

وین نهان عمری برآمد تا در آن پیچیده‌ای

زلف و رویت جانب ما گوش می‌دارند و تو

زلف را زین تاب دادی، روی از آن پیچیده‌ای

قصه ها دارم، ولی نتوان نمودن پیش تو

کاوحدی را دم فرو بستی، زبان پیچیده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۲آشنایی جمله را، با من چرا بیگانه‌ای؟
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۳در کعبه گر ز دوست نبودی نشانه‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۴ای ماه و مشتری ز جمالت قرینه‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۵با این چنین بلایی، بعد از چنان عذابی
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۶چه پیکری؟ که ز پاکی چو گوهر نابی
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۷دولت ز در باز آمدی ما را پس از بی‌دولتی
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۸او را که در سماع سخن نیست حالتی
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۹کاکل مشکین نقاب چشم و ابرو ساختی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.