پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۶

چه پیکری؟ که ز پاکی چو گوهر نابی

زهی، سعادت آن خفته کش تو هم خوابی

نقاب طرهٔ شبرنگ زیر چهره چه سود؟

که چون ستارهٔ روشن ز زیر می‌تابی

دلم ز پستهٔ تنگ تو چون براندیشد

به چهر زرد و دم اشکهای عنابی

بقای حسن چو گل چند روز می‌باشد

بکوش تا مگر این چند روز دریابی

کشیده‌ای چو کمان دشمن مرا در بر

مرا ز پیش میفگن چو تیر پرتابی

منت ز تافتن زلف منع می‌کردم

چنان شدی که کنون روی نیز می‌تابی

بیا، که مردمک چشم اوحدی بی‌تو

به اشک دیده فروشد چو مردم آبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۸او را که در سماع سخن نیست حالتی
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۹کاکل مشکین نقاب چشم و ابرو ساختی
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۰دانه‌ای بر روی دام انداختی
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۱اگر چه از بر من بارها چو تیر بجستی
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۲ای برون از بلندی و پستی
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۳دلم از چشم مستش زار و پردم چشمش از مستی
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۴کدامین نقشبند این نقش بستی؟
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۵میی کو ترا میرهاند ز مستی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.