پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۰

دانه‌ای بر روی دام انداختی

مرغ آدم را ز بام انداختی

تا شود سجاده و تسبیح رد

جرعه‌ای در کاس و جام انداختی

هر کرا خون خواستی کردن حلال

خرقهٔ او بر حرام انداختی

چون سزای سوختن دیدی مرا

در چنین سودای خام انداختی

بیدلان را چون ندیدی مرد وصل

در کف پیک و پیام انداختی

یک سخن ناگفته، ما را چون سخن

در زبان خاص و عام انداختی

دیگران را بار دادی چون کلیم

اوحدی را در کلام انداختی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۲ای برون از بلندی و پستی
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۳دلم از چشم مستش زار و پردم چشمش از مستی
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۴کدامین نقشبند این نقش بستی؟
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۵میی کو ترا میرهاند ز مستی
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۶ما را چو توانی که ز خود دور فرستی
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۷بس ازین عمر سرسری که به تقلید زیستی
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۸چون فتنه شدم بر رخت، ای حور بهشتی
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۹خواستم بوسی ز لعلت دست پیشم داشتی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.