پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۲

ای برون از بلندی و پستی

جز تو کس را نمی‌رسد هستی

عقل در وادی محبت تو

ره غلط می‌کند ز سرمستی

تا سر جمله‌ها شود نامت

خویشتن را به جمله بر بستی

حلقه‌ای نیست خالی از ذکرت

گر چه در هیچ حلقه ننشستی

بودن ما جدا نبود از تو

با تو بودیم تا تو بودستی

بر سر چار سوی رغبت خویش

نخریدی دلی، که نشکستی

اوحدی، گر وصال او خواهی

ببر از خویشتن، که پیوستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۴کدامین نقشبند این نقش بستی؟
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۵میی کو ترا میرهاند ز مستی
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۶ما را چو توانی که ز خود دور فرستی
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۷بس ازین عمر سرسری که به تقلید زیستی
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۸چون فتنه شدم بر رخت، ای حور بهشتی
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۹خواستم بوسی ز لعلت دست پیشم داشتی
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۰گر تو سری میکشی تا نکنی آشتی
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۱زین دایره تا بدر نیفتی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.