پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۱

زین دایره تا بدر نیفتی

در دایرهٔ دگر نیفتی

سودی کن ازین سفر، که هرگز

در بهتر ازین سفر نیفتی

صاحب نظر ار نمیشوی سهل

هش دار! که از نظر نیفتی

از بی‌هنریست او فتادن

چون جمع کنی هنر، نیفتی

رو دامن مقبلی به دست آر

تا روز بلا مگر نیفتی

زین سر تو بساز چارهٔ خویش

تا در کف دردسر نیفتی

امروز فتاده باش، اگر نه

فردا چه کنی؟ اگر نیفتی

زین باده کجا خبر دهندت؟

یک روز چو بی‌خبر نیفتی

سر دل اوحدی چه دانی؟

تا در غم آن پسر نیفتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۳سوگند من شکستی، عهدم به باد دادی
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۴ای از تو مرا هر نفسی بادی و دردی
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۵نقشی ز صورت خود هر جا پدید کردی
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۶مرا با جمع رندانی که در دیرند ضم کردی
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۷نظری گر ز سر لطف به کارم کردی
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۸نگارا، یاد می‌داری که یاد ما نمی‌کردی؟
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۹ببر دل از همه خوبان، اگر خردمندی
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۰بر خسته‌ای ملامت چندین چه می‌پسندی؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.