پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۷

نظری گر ز سر لطف به کارم کردی

شادمان چون گل و خرم به بهارم کردی

جاودان گفتمی آن خنجر و بازو را شکر

با خود ار زانکه ببری چو شکارم کردی

اگر آن غنچه دهن را سر مهری بودی

در دل از کیسه چرا آن همه خارم کردی

خرم از گل بدر افتادی و بار از گرداب

اگر از راه کرم دست به بارم کردی

تنگ دستم، چه شدی گر به وفا دستی تنگ

ز سر لطف در آغوش و کنارم کردی؟

از درخت قد و باغ رخ تو کم چه شود؟

دامن ار پر گل و سیب و به و نارم کردی

به غلامی نشمردی دل من شاهان را

با غلامان خود ار دوست شمارم کردی

کاج! لعلی ز لبش بستدمی، تا بر من

سهل بودی اگر این باده خمارم کردی

نشوی در پی آزار دل من یک روز

گر شبی گوش بدین نالهٔ زارم کردی

پس ازین شام جدایی چه شدی گر سحری؟

تا به بستان در حجره گذارم کردی

اوحدی، گر به قبولی برسیدی ز لبش

زود بر مرکب اقبال سوارم کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۹ببر دل از همه خوبان، اگر خردمندی
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۰بر خسته‌ای ملامت چندین چه می‌پسندی؟
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۱نگارا، گر چه می‌دانم که بس بی‌مهر و پیوندی
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۲زهی! زلف و رخت قدری و عیدی
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۳ما با تو رسم یاری گفتیم اگر شنیدی
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۴دیده بسیار نگه کرد به هر بام و دری
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۵روی در پرده و از پرده برون می‌نگری
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۶باغ بهشت بیند بی‌داغ انتظاری
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.