پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۶

باغ بهشت بیند بی‌داغ انتظاری

آن کش ز در درآید هر لحظه چون تو یاری

بر صیدگاه دولت نگرفته‌اند هرگز

شاهان به باز و شاهین زین خوب‌تر شکاری

چون بلبل ار بنالم واجب کند کزین سان

در دامن دل من نگرفته بود خاری

بر دل گذر نمی‌کرد این روز نامرادی

وقتی که بود ما را روزی و روزگاری

ایمن نمی‌نشینم، کاسان دهد بکشتن

چون ما پیادگان را وانگه چنین سواری

همچون علف برآیند از گورم استخوانها

بعد از من ار کنی تو بر خاک من گذاری

با من مرو، که خصمم عیبت کند، چو بیند

من پیر گشته وانگه در دست ازین نگاری

این راز چون بدارم، پنهان، که یافت شهرت

ذکرم به هر زبانی، نامم به هر دیاری

با دل چو گفتم ای دل، کاری کنیم زین پس

گفت اوحدی، نیابی بهتر ز عشق کاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۸ز تورانیان تنگ چشمی سواری
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۹ساقی، بده شرابم، کندر چنین بهاری
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۰من به هر جوری نخواهم کرد زاری
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۱ترا می‌زیبد از خوبان غرور و ناز و تن داری
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۲شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۳برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۴هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۵او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.