پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۹

ساقی، بده شرابم، کندر چنین بهاری

نتوان شراب خوردن بی‌مطربی و یاری

یاری لطیف باید، گوینده‌ای موافق

تا می‌تواند از تن کردن بدل گذاری

آن کش نشسته باشد در خانه لاله‌رویی

حاجت نباشد او را رفتن به لاله‌زاری

چون تاختن کند غم آهنگ سبزه‌ای کن

بر گرد او کشیده از بید و گل حصاری

آن ترک را به مستی امروز در میان کش

ور در میان نیاید، آخر کم از کناری

عیبم مکن، که دیگر مشکل خلاص یابد

او را کزین گلستان دامن گرفت خاری

این هفته با حریفان من کار آب کردم

چون آب کارگر شد، از من مجوی کاری

آن ماه با حریفی هر شب شراب نوشد

تا جام او نباشد بی‌کلفت خماری

گل گر به رغم سنبل بر خال دل نبندد

در بلبلان نیفتد زان گونه خار خاری

چون چشم من نگردی ابری به گلستانی

چون اوحدی ننالد مرغی ز شاخساری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۱ترا می‌زیبد از خوبان غرور و ناز و تن داری
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۲شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۳برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۴هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۵او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۶بر من نمی‌نشینی نفسی به دلنوازی
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۷ز برنا پیشگان آموز و رندان رسم سربازی
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۸دل من دردمند تست درمانش نمی‌سازی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.