پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۳

برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری

کجا یادآوری از من؟ که از من بهتری داری

چه محتاجی به آرایش؟ که پیش نقش روی تو

کس از حیرت نمی‌داند که بر تن زیوری داری

من مسکین سری دارم، فدای مهرتست، ار چه

تو صد چون من به هر جایی و هر جایی سری داری

نشاید پر نظر کردن به رویت، کان سعادت را

مبارک ناظری باید، که نیکو منظری داری

نثار تست سیم اشک من، لیکن کجا باشد؟

بر توسیم را قدری، که خود سیمین بری داری

شکایت کردم از جور تو یاران را و گفتندم:

برو بارش به جان می‌کش، که نازک دلبری داری

چو فرهاد، اوحدی، دانم که روزی بر سر کویت

ببازد جان شیرین را، که شیرین شکری داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۵او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۶بر من نمی‌نشینی نفسی به دلنوازی
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۷ز برنا پیشگان آموز و رندان رسم سربازی
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۸دل من دردمند تست درمانش نمی‌سازی
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۹عالمی را به فراق رخ خود می‌سوزی
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۰هزار بار بگفتم که: به ز جان عزیزی
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۱باز آمدی، که خونم بر خاک در بریزی
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۲جهد بکن تا که به جایی رسی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.