پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۱

باز آمدی، که خونم بر خاک در بریزی

توفان موج خیزم زین چشم تر بریزی

هر ساعتی به شکلی، هر لحظه‌ای بینگی

دوداز دلم برآری، خون از جگر بریزی

گر تشنه‌ای به خونم، حاکم تویی،ولیکن

در پای خویش ریزش،روزی اگر بریزی

مانند آفتابی، کز بس شعاع خوبی

چون دیده بر تو دوزم، نور از نظر بریزی

در شهر اگر نماند شکر، چه غم؟ که روزی

لعل تو گر بخندد، شهری شکر بریزی

بالله که برنگیرم سر ز آستانهٔ تو

گر خنجرم چو باران بر فرق سر بریزی

صد نوبت اوحدی را خون ریختی و گر تو

آنی که می‌شناسم، بار دگر بریزی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۳تو از رنگی که بر گردی کجا همرنگ ما باشی؟
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۴بخت یار ما باشد گر تو یار ما باشی
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۵ز راه دوستی گفتم: دلم را چاره بر باشی
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۶سنت آنست که خاک کف پایش باشی
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۷حال دل پیش تو گفتم، که تو یارم باشی
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۸نه پیمان بسته‌ای با من؟ که در پیمان من باشی
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۹بکوش و روی مگردان ز جور و بارکشی
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۰گل بین، گرفته گلشن ازو آب و رونقی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.