پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۰

من به هر جوری نخواهم کرد زاری

زانکه دولت باشد از خوی تو خواری

گفته‌ای: خونت بریزم،سهل باشد

بعد ازین گر بر سرم شمشیر باری

گو: بیاموز، ابر نیسانی، ز چشمم

اشک باریدن در آن شبهای تاری

بر ندارم سر ز خاک آستانت

من خود این خیر از خدا خواهم به زاری

با تو خواهم گفت هر جوری که کردی

گر نخواهی عذرم، آخر شرم داری

اوحدی مقبل شود در هر دو عالم

ار قبولش می‌کنی روزی به یاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۲شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۳برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۴هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۵او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۶بر من نمی‌نشینی نفسی به دلنوازی
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۷ز برنا پیشگان آموز و رندان رسم سربازی
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۸دل من دردمند تست درمانش نمی‌سازی
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۹عالمی را به فراق رخ خود می‌سوزی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.