پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۸

ز تورانیان تنگ چشمی سواری

در ایران به زلف سیه کرد کاری

که کافر نکردست بر دین پرستی

که دشمن نکردست با دوستداری

دهانش خموشی، لبش باده نوشی

سرش پر خروشی، میان پود و تاری

به چهره چراغی، به رخساره باغی

به سیرت بهشتی، به صورت بهاری

ستم را به سختی دلش پایمردی

طرب را به نرمی تنش دستیاری

به بالا چو سروی، برفتن تذروی

به پیکار شاهی، به پیکر نگاری

سیاووش رویی، فرنگیس مویی

فریبرز شکلی، فریدون شعاری

نه جمشید، لیکن هرش بنده میری

نه ضحاک، لیکن هرش زلف ماری

اگر شعر گویی در آن غمزه زیبد

و گر هوش بندی در آن زلف باری

کزین بیژنی را بدوزد به تیری

وزان رستمی را ببند به تاری

شماری گر از بیدلانش بگیری

نگیری دل اوحدی در شماری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۰من به هر جوری نخواهم کرد زاری
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۱ترا می‌زیبد از خوبان غرور و ناز و تن داری
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۲شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۳برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۴هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۵او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۶بر من نمی‌نشینی نفسی به دلنوازی
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۷ز برنا پیشگان آموز و رندان رسم سربازی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.