پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۳

ما با تو رسم یاری گفتیم اگر شنیدی

احوال خود به زاری گفتیم اگر شنیدی

گفتی که: باز دارم گوشی به جانب تو

ای بی‌وفا چه داری؟ گفتیم اگر شنیدی

دردی که هست ما را در دوری تو صد پی

با باد نوبهاری گفتیم اگر شنیدی

نه رونق تو ماند،نه سوز دردمندان

تا دیده بر گماری، گفتیم اگر شنیدی

صد روز وعده دادی ما را به وصل، جانا

روزی همی شماری، گفتیم اگر شنیدی

جانیست آن لب تو، یک دم بما سپارش

آیین جان سپاری، گفتیم اگر شنیدی

اصل محبت از ما پرسی که: چیست هر دم؟

مهرست و سازگاری، گفتیم اگر شنیدی

گفتی که: اوحدی را روزی بر خود آرم

گویی ولی نیاری، گفتیم اگر شنیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۵روی در پرده و از پرده برون می‌نگری
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۶باغ بهشت بیند بی‌داغ انتظاری
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۷پادشاهست آنکه دارد در چنین خرم بهاری
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۸ز تورانیان تنگ چشمی سواری
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۹ساقی، بده شرابم، کندر چنین بهاری
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۰من به هر جوری نخواهم کرد زاری
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۱ترا می‌زیبد از خوبان غرور و ناز و تن داری
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۲شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.