پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۶

مرا با جمع رندانی که در دیرند ضم کردی

چو دیر از غیر خالی شد در خلوت بهم کردی

نهادی مجلس بزمی بر آواز رباب و نی

چو لعلت میر مجلس شد به می دادن ستم کردی

به شوخی عقل فرزانه، چو ره برد اندر آن خانه

به جای رطل و پیمانه، سرش زیر قدم کردی

ز بهر فضل و پیشی من، چو کردم با تو خویشی من

دو ساغر بیشتر دادی، مرا از خویش کم کردی

مرا با طاق آن ابرو چو دیدی مهر پیوسته

تنم را از بر او طاق و دل را جفت غم کردی

تو بودی مطرب و ساقی، تو بودی شاهد باقی

گهم درویش خود خواندی و گاهم محتشم کردی

به خیلی کردی از رخ چون سال بوسه‌ای کردم

شکایت چون توان کرد از چنان رویی کرم کردی

به دستم جام‌جم دادی، پس از عمری که دم دادی

چه مستی‌ها کنیم اکنون! که می در جام جم کردی

چو دیدی اوحدی را تو به علم عاشقی دانا

میان عالمی او را به عشق خود علم کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۸نگارا، یاد می‌داری که یاد ما نمی‌کردی؟
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۹ببر دل از همه خوبان، اگر خردمندی
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۰بر خسته‌ای ملامت چندین چه می‌پسندی؟
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۱نگارا، گر چه می‌دانم که بس بی‌مهر و پیوندی
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۲زهی! زلف و رخت قدری و عیدی
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۳ما با تو رسم یاری گفتیم اگر شنیدی
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۴دیده بسیار نگه کرد به هر بام و دری
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۵روی در پرده و از پرده برون می‌نگری
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.