پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۵

میی کو ترا میرهاند ز مستی

حلالت از آن می خرابی و مستی

بت تست نفس تو در کعبهٔ تن

خلیل خدایی، گر این بت شکستی

عروس جهان را وفایی نباشد

به آخر بدانی که: دل در که بستی؟

نبینی به خود غیر ازین صوت و صورت

چه گویم؟ زهی! غافل از خود که هستی

تو آنروز گفتم: به منزل نیایی

که همراه میرفت و خوش می‌نشستی

در این باغ کش میوه زهرست یکسر

چه تریاک بهتر ز کوتاه دستی؟

چو باد ار طلب میکنی سرفرازی

منه دل برین خاک و بگذر، که رستی

خدای تو آن چیز مخصوص باشد

خدا را گر از بهر چیزیی پرستی

بلندی که میجویی آنروز یابی

که چون اوحدی رخ بپیچی ز پستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۷بس ازین عمر سرسری که به تقلید زیستی
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۸چون فتنه شدم بر رخت، ای حور بهشتی
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۹خواستم بوسی ز لعلت دست پیشم داشتی
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۰گر تو سری میکشی تا نکنی آشتی
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۱زین دایره تا بدر نیفتی
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۲جان را ستیزهٔ تو ندارد نهایتی
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۳سوگند من شکستی، عهدم به باد دادی
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۴ای از تو مرا هر نفسی بادی و دردی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.