پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۱

زان شکرین‌لب گر شبی کردم شکار بوسه‌ای

از من چه رنجی؟ ای پسر، سهل است کار بوسه‌ای

چون بی‌شمار از لعل خود دادی به هرکس بوس‌ها

یا خود خطا باشد ترا کردن شکار بوسه‌ای

زآب دهانت مست شد دشمن، که خاکش بر دهن

وآنگه من آشفته در رنج و خمار بوسه‌ای

جانا، دل محرور من شد بی‌قرار از شوق تو

با او به بازی بعد ازین می‌ده قرار بوسه‌ای

روزی که خواهند از لبت عشاق عالم کام‌ها

هرکس تمنایی کند، ما اختیار بوسه‌ای

آمد به لب جان از غمت، جانا، نمی‌گویی که: ما

تا چند سوزیم این چنین در انتظار بوسه‌ای؟

روزی برای اوحدی یک بوسه بفرست از لبت

وز لعل شکربار خود کم‌گیر بار بوسه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۳در کعبه گر ز دوست نبودی نشانه‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۴ای ماه و مشتری ز جمالت قرینه‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۵با این چنین بلایی، بعد از چنان عذابی
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۶چه پیکری؟ که ز پاکی چو گوهر نابی
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۷دولت ز در باز آمدی ما را پس از بی‌دولتی
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۸او را که در سماع سخن نیست حالتی
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۹کاکل مشکین نقاب چشم و ابرو ساختی
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۰دانه‌ای بر روی دام انداختی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.