پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۵

من که باشم؟ در زیان افتاده‌ای

از هوی اندر هوان افتاده‌ای

بیخودی، رخ در بیابان کرده‌ای

گمرهی، از کاروان افتاده‌ای

ناکسی، از بخت دوری جسته‌ای

مفلسی، از خان و مان افتاده‌ای

گاه گویایی فضیحت گشته‌ای

وقت خاموشی زیان افتاده‌ای

از بهشت اندر جهنم رفته‌ای

بر زمین از آسمان افتاده‌ای

بر سر کوی سبکباران عشق

از گرانی رایگان افتاده‌ای

گوهر خود را ز خس نشناخته

وز خسی در خاکدان افتاده‌ای

دل ز غفلت بسته در جایی چنین

وانگه از جایی چنان افتاده‌ای

روز سربازی عنان پیچیده‌ای

وقت مردی ناتوان افتاده‌ای

همنشینان بر کنار بحر و من

از کنار اندر میان افتاده‌ای

اوحدی‌وار از برای این و آن

در زبان این و آن افتاده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۷دلبرا، روز جدایی یاد ما می‌کرده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۸همچو گل صد گونه رنگ آورده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۹در هر چه دیده‌ام تو پدیدار بوده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۰ای که دیگر بی‌گناه از من عنان پیچیده‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۱زان شکرین‌لب گر شبی کردم شکار بوسه‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۲آشنایی جمله را، با من چرا بیگانه‌ای؟
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۳در کعبه گر ز دوست نبودی نشانه‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۴ای ماه و مشتری ز جمالت قرینه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.