پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۳

آن خط عنبرین که چو آبش نبشته‌ای

مشک ختاست، گر چه صوابش نبشته‌ای

هر نامهٔ جمال که در باب حسن تست

زان خط مشک رنگ جوابش نبشته‌ای

از دور چشم بد به رخت نامه‌ای نبشت

بر لب از « ان یکاد» جوابش نبشته‌ای

آورده‌ای به دیدهٔ من خط خون و مست

حکمت روان، اگر چه بر آتش نبشته‌ای

خود نام بوسه نیست درو، آنچه اصل بود

بگذاشتی، مگر بشتابش نبشته‌ای؟

سحرست گرد عارضت آن خط مشکبوی

چون سحر از آن به مشک و گلابش نبشته‌ای

راضی مشو که: بوسه زند هر کسی بر آن

آخر نه از برای ثوابش نبشته‌ای؟

در بست باز خط خوشت خواب اوحدی

گویی مگر ز بستن خوابش نبشته‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۵من که باشم؟ در زیان افتاده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۶باز به تنها چنین عزم کجا کرده‌ای؟
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۷دلبرا، روز جدایی یاد ما می‌کرده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۸همچو گل صد گونه رنگ آورده‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۹در هر چه دیده‌ام تو پدیدار بوده‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۰ای که دیگر بی‌گناه از من عنان پیچیده‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۱زان شکرین‌لب گر شبی کردم شکار بوسه‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۲آشنایی جمله را، با من چرا بیگانه‌ای؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.