پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۹

نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیده

ز سوز و آه خود بسیار سرد و گرم‌ها دیده

طریق جان‌گذاری را ز راه شوق واجسته

رموز عشق بازی را ز روی مهر وادیده

دل خود را بچین زلف خوبان چگل بسته

سر خود را بزیر پای ترکان سرا دیده

ز خوبان دیده داغ هجر و دیگرشان دعا گفته

ز ترکان خورده تیغ جور و باز از خود جفا دیده

بخورده چشم خود را خون و جان را تازگی داده

بکشته نفس خود را زار و تن را در عزا دیده

چو خوبان پرده برگیرند، جان خود فداکرده

دگر چون رخ بپوشانند ترک خود روا دیده

چو عیاران و سربازان میان خاک و خون صدپی

سعادت را دعا گفته، سلامت را قفا دیده

ز پیش سیر چشمان پرس سر این حکایت را

که مشکل داند این معنی فقیه هیچ نادیده

بسان اوحدی خواری به راه عشق این خوبان

زبونی جورکش خواهند و مسکینی بلا دیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۱ای بر فلک از رخ علم نور کشیده
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۲ماییم و خراباتی پر بادهٔ جوشیده
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۳چمن پر گهر شد ز باران ژاله
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۴دل جفت درد و غم شد زان دیلمی کلاله
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۵در سر و سرای خود نگذاشتم الاالله
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۶ای روشن از رخ تو زمین و زمان همه
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۷بر در می‌خانه این غلغل و آن طنطنه
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۸پدید نیست اسیران عشق را خانه
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.