پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۶

ای مردگان، کجایید؟ اینک مسیح زنده

هر دم لبش حیاتی در مرده‌ای دمنده

زنار او کمندی در حلق جان کشیده

ناقوس او خروشی در آسمان فگنده

ای خاکیان رنجور، آمد طبیب دلها

کز جانتان بشوید ترکیب آب گنده

رنج درون تن را تدبیر اوست کافی

درد نهان دل را درمان او بسنده

کو عقل؟ تا بداند پیوند ابن و آبا

کو دیده؟ تا ببیند جمع اله و بنده

چون اوحدی نگر تا: بر فقر خود نگریی

تا نگریی نیاید بر ما مجال خنده

کان گنج را نیابی جز در سرای ویران

و آن شاه را نبینی جز در قبای ژنده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۸ای داده روی خوب تو از حسن داد دیده
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۹نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیده
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۰می‌نالم ازین کار به سامان نرسیده
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۱ای بر فلک از رخ علم نور کشیده
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۲ماییم و خراباتی پر بادهٔ جوشیده
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۳چمن پر گهر شد ز باران ژاله
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۴دل جفت درد و غم شد زان دیلمی کلاله
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۵در سر و سرای خود نگذاشتم الاالله
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.