پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۷

عاشقان درد کش را دردی می‌خانه ده

از قدح کاری نیاید، بعد ازین پیمانه ده

جان ما بر باد خواهد رفت، ساقی، یکزمان

باده‌ای گر می‌دهی، بر یاد آن جانانه ده

هر حریفی را به قدر حال او تیمار کن

طوطیان را شکر آر و ماکیان را دانه ده

چون شود خوابت گران دست سبک روحی بگیر

و آن دگرها را سبک‌تر سر به سوی خانه ده

آن سر زلف چو زنجیر، ار چه کاری مشکلست

یک زمان در دست این آشفتهٔ دیوانه ده

ای که منکر میشوی سوز دل ریش مرا

پرتو آن شمع بین و ترک این پروانه ده

کنج این ویرانه بی‌گنجی نباشد اوحدی

مست گشتی، خیز و آوازی درین ویرانه ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۹نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیده
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۰می‌نالم ازین کار به سامان نرسیده
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۱ای بر فلک از رخ علم نور کشیده
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۲ماییم و خراباتی پر بادهٔ جوشیده
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۳چمن پر گهر شد ز باران ژاله
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۴دل جفت درد و غم شد زان دیلمی کلاله
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۵در سر و سرای خود نگذاشتم الاالله
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۶ای روشن از رخ تو زمین و زمان همه
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.