پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۳

ساقیا، خیز و یک دو جام بده

می گلرنگ لاله فام بده

دهن همچو قند را بگشای

بی‌دلان به بوسه کام بده

دلم از شربت حلال گرفت

ساغری بادهٔ حرام بده

تو غلام که‌ای؟ نمی‌دانم

قدحی، ای منت غلام، بده

به سلامت چو میروی، ای باد

آن پری را ز من سلام بده

گو که: از نام ما نداری ننگ

ساعتی ترک ننگ و نام بده

همه داری تو هر چه می‌باید

من چه گویم ترا: کدام بده؟

سخن لعل آبدار بگوی

خبر قد خوش خرام بده

تا که دیگ وصال پخته شود

اوحدی را شراب خام بده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۵یا به نزد خویشتن راهم بده
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۶شب شد، به مستان اندکی تریاک بیداری بده
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۷ای فراق تو مرا عقل و بصارت برده
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۸چیست آن شهریار در پرده؟
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۹دلی می‌باید اندر عشق جان را وقف غم کرده
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۰خیز و کار رفتنت را ساز ده
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۱آنکه میخواست مرا بیدل و بی‌یار شده
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۲روزی ببینی زلف او در دست من پیچان شده
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.