پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۸

چیست آن شهریار در پرده؟

شور در شهر و یار در پرده

هر زمان بار می‌دهد، لیکن

نیست امکان بار درپرده

پرده از روی برگرفت آن ماه

همچنان روی کار در پرده

همه گلها ازو شکفته و باز

گل او غنچه‌وار در پرده

پرده داری بدوستان دادست

و آنگه آن پرده دار در پرده

چیست این نقش گونه‌گون؟ ار نیست

نقشبندی سوار در پرده

از پس پرده جمله حیرانند

کس ندارد گذار در پرده

همه را رخ به خون دیده نگار

نیست کس با نگار در پرده

گر نخواهی که: گم شوی از خود

نروی زینهار! در پرده

رانی، این پرده را چو راست کنند

نالهٔ زار زار در پرده

از برون گر هزار بینی، نیست

جز یکی زان هزار در پرده

هم تویی پردهٔ بصیرت تو

خویشتن را مدار در پرده

پردهٔ خویش را بسوز و ببین

دوست را آشکار در پرده

مرو، ار پرده در میان بینی

پرده بین را چکار در پرده؟

تو که چون شیر پرده پشمینی

چون بگیری شکار در پرده؟

رفع این پرده یک نفس کارست

مبر این روزگار در پرده

اگر آن رخ جمال بنماید

نهلد پود و تار در پرده

پرده زان دیده‌ای، که هست ترا

دیدهٔ اعتبار در پرده

نظر جهل چون تواند دید

یار در غار و غار در پرده؟

هر که او اختیار خود بگذاشت

رفت بی‌اختیار در پرده

گر درین پرده میروی، ایدل

اوحدی را میار در پرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۰خیز و کار رفتنت را ساز ده
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۱آنکه میخواست مرا بیدل و بی‌یار شده
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۲روزی ببینی زلف او در دست من پیچان شده
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۳ای ز زلفت عقل در دام آمده
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۴کیست دگر باره این؟ بر لب بام آمده
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۵ازین نرگس و گل غرورم مده
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۶ای مردگان، کجایید؟ اینک مسیح زنده
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۷عاشقان درد کش را دردی می‌خانه ده
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.