پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۹

ای از عرب و از عجمت مثل نزاده

حسن تو عرب را و عجم را بتو داده

در روی عجم چشم توصد تیر کشیده

وز چشم عرب لعل تو صد چشمه گشاده

خوبان عرب بر سر اسب تو دویده

شاهان عجم پیش رخت گشته پیاده

از چشم تو مجنون عرب یافته مستی

وز لعل توشیرین عجم ساخته باده

گیرد عربی داغ غمت بر تن سوده

دارد عجمی نقش رخت بر دل ساده

از روی تو در عید عجم خاسته غوغا

از زلف تو در دین عرب فتنه فتاده

در ملک عجم اوحدی از وصف رخ تو

بر نطق فصیحان عرب بند نهاده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۱ببخشا، ای من مسکین به دل در دامت افتاده
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۲ای مرغزار جانها لعل تو آب داده
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۳ساقیا، خیز و یک دو جام بده
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۴کام دل تنگ از آن تنگ دهانم بده
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۵یا به نزد خویشتن راهم بده
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۶شب شد، به مستان اندکی تریاک بیداری بده
  7. غزل شمارهٔ ۷۰۷ای فراق تو مرا عقل و بصارت برده
  8. غزل شمارهٔ ۷۰۸چیست آن شهریار در پرده؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.