پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۵

ای پیک نامه بر، خبر او به ما رسان

بویی ز کوی صدق به اهل صفا رسان

بیگانه را خبر مده از حال این سخن

زان آشنا بیار و بدین آشنا رسان

جای حدیث او دل آشفتهٔ منست

بشنو حدیثش و چو شنیدی به جا رسان

پوشیده نیست تندی و گفتار تلخ او

رو هرچه بشنوی تو مپوشان و وارسان

یا روی او ز دور درآور به چشم من

یا روی من به خاک در آن سرا رسان

زآن آفتاب رخ صفت پرتوی مگوی

یا چند ذره را ز زمین بر هوا رسان

ما را به آستانهٔ آن بت چو بار نیست

خدمت گریم، بر در اومان دعا رسان

آه و فغان اوحدی امشب، تو ای رسول

از جبرئیل بگذر و پیش خدا رسان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۷این دلبران که می‌کشدم چشم مستشان
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۸شب قدرست و روز عید زلف و روی این ترکان
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۹تا برگذشت پیشم باز آن پری خرامان
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۰کأس می در دست و کوس عشق بر بامستمان
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۱قصهٔ یار سبک روح نگفتم به گرانان
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۲به ترک وصل آن تنگ شکر کردن، توان؟ نتوان
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۳آن کمان ابرو به تیر انداختن
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۴تا به کی این بستن و بگسیختن؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.