پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۰

ما تا جمال آن رخ گلرنگ دیده‌ایم

همچون دهان او دل خود تنگ دیده‌ایم

بیرون شد اختیار دل و دین ز چنگ ما

تا ساغر شراب و دف و چنگ دیده‌ایم

آن دل، که دلبران جهانش نیافتند

زان زلفهای تافته آونگ دیده‌ایم

چنگ حسود ما چه گریبان که پاره کرد

زین دامن مراد که در چنگ دیده‌ایم

فرسنگ را شمار جدا کن ز راه ما

زیرا که راه او نه به فرسنگ دیده‌ایم

راهی که نیست بر در او، سهو یافته

پایی که نیست بر پی او، لنگ دیده‌ایم

از قول اوحدی منگر، کین ترانها

یکسر درین نوای خوش آهنگ دیده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۲باز قلندر شدیم، خانه بر انداختیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۳بندهٔ عشقیم و سالهاست که هستیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۴آن پرده برانداز، که ما نور پرستیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۵امروز عید ماست، که قربان او شدیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۶ما چشم جهانیم، که این راز بدیدیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۷دیریست تا ز دست غمت جان نمی‌بریم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۸ما در غم هجران تو، گر زانکه بمیریم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۹حال این پیکر از آن بتگر دانا پرسیم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.