پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۸

یاران و دوستداران جمعند و جام گردان

مطرب همیشه گویا، ساقی مدام گردان

قومی در انتظاریم، این جا دمی گذر کن

وین قوم را به لطفی از لب غلام گردان

گوینده گشته مطرب وانگه کدام گفتن؟

گردنده گشته ساقی و آن گه کدام گردان؟

ساغر ز سیم ساده با آب لعل دایر

مجمر ز زر پخته با عود خام گردان

غیر از تو هیچ کامی در خورد نیست ما را

بخرام و عیش ما را زان رخ تمام گردان

شام سیاه ما را چون صبح کن ز چهره

صبح سفید دشمن از غصه شام گردان

من باده با تو خوردن کردم حلال بر خود

گو: خویش را همی کش، بر ما حرام گردان

تشریف ده زمانی، ای ماه و اوحدی را

هم سر به چرخ بر کش، هم نیکنام گردان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۰دلها بربودند و برفتند سواران
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۱مرا مپرس که: چون شرمسارم از یاران؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۲بنامیزد! چه رویست این؟ که حیرانند ازو حوران
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۳کیست آن مه؟ که می‌رود نازان
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۴ای کس ما، چون شدی باز مطیع کسان؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۵ای پیک نامه بر، خبر او به ما رسان
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۶ای صبا، حال من بدو برسان
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۷این دلبران که می‌کشدم چشم مستشان
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.