پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۷

ای نرگست به شوخی صدبار خورده خونم

بر من ترحمی کن،بنگر: که بی‌تو چونم؟

غافل شدی ز حالم، با آنکه دور بینی

عاجز شدم ز دستت، با آنکه ذوفنونم

تریاک زهر خوبان سیمست و من ندارم

درمان درد عاشق صبرست و من زبونم

هر کس گرفت با خویش از ظاهرم قیاسی

بگذار تا ندانند احوال اندرونم

گر خون خود بریزم صدبار در غم تو

دانم که: بار دیگر رخصت دهی به خونم

دل خواستی تو از من، تشریف ده زمانی

گر جان دریغ بینی، از عاشقان دونم

از بس فسون که کردم افسانه شد دل من

خود در تو نیست گیرا افسانه و فسونم

میم دهان خود را از من نهان چه کردی؟

باری، نگاه می‌کن در قامت چو نونم

گر اوحدی سکونی دارد، صبور باشد

من چون کنم صبوری آخر؟ که بی‌سکونم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۹دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دینم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۰ز چشم خلق هوس می‌کند که گوشه گزینم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۱نه مانند تو زیبایی ببینم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۲زلف تو اگر به تاب می‌بینم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۳مشتاق یارم و به در یار می‌روم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۴به پیشگاه قبول ار چه کم دهد راهم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۵گر ز من جان طلبد دوست، روانی بدهم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۶تا کی به در تو سوکوار آیم؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.