پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۳

فراق روی تو می‌سوزدم جگر، چه کنم؟

ز کوی عافیت افتاده‌ام بدر، چه کنم؟

به دل کنند صبوری چو کار سخت شود

دلم نماند، ز هجر تو صبر بر چه کنم؟

مرا سریست به دست از جهان و آنرا نیز

برای پای تو دارم، وگرنه سر چه کنم؟

دلی که بود، به زلف تو داده‌ام، دیرست

کنون ز هجر تو جان می‌کنم، دگر چه کنم؟

ز چشم خلق، گرفتم، بپوشم آتش دل

مرا بگوی که: با آب چشم تر چه کنم؟

چو گویمت که: غم اوحدی بخور، گویی:

منال گو: ز غم ما و غم مخور، چه کنم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۵درمان درد دوری آن یار می‌کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۶به ذکر تو من شادمانی کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۷ای نرگست به شوخی صدبار خورده خونم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۸درد تو برآورد ز دنیا و ز دینم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۹دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دینم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۰ز چشم خلق هوس می‌کند که گوشه گزینم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۱نه مانند تو زیبایی ببینم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۲زلف تو اگر به تاب می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.