پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۲

چو بدیدی که ز عشقت به چه شکل و به چه سانم

نپسندم که فریبی به فسون و به فسانم

مکن از غصّه زبونم، که نه بی‌دانش و دونم

تو مرا گر نشناسی بشناسند کسانم

ز رخت عهد نجویم، ز لبت شهد نجویم

کارزوی عسلت کرد شریک مگسانم

کس ندانم که تواند که: ز دردم برهاند

تو کس شهر خودم کن، که نه از شهر خسانم

در سر هر که ببینی، هوسی هست و هوایی

در سر من هوس آن که: به پای تو رسانم

به جز آن یاد نخواهم که در آید به ضمیرم

به جز آن نام نشاید که بر آید به لسانم

اوحدی رسم تو دانست و بدو میل نمودی

به منت میل نباشد که نه رسمست و نه سانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۴تختگاه حسن را قد تو شاهست، ای صنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۵تو گلشن حسنی و ما چون خار و خاشاک، ای صنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۶گر شبی چارهٔ این درد جدایی بکنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۷به آن سرم که: سر خود ز می چو مست کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۸بسیار بد کردی ولی نیکو سرانجامت کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۹جای آن دارد که: من بر دیدها جایت کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۰آمده‌ام که صف این صفهٔ بار بشکنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۱شد زنده جان من به می، زان یاد بسیارش کنم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.