پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۷

به آن سرم که: سر خود ز می چو مست کنم

گذر به کوچهٔ آن ترک می‌پرست کنم

به خیره سوختنم دست یافت دوست، مگر

به چاره ساختن آن دوست را به دست کنم

به گردن دلم از نو درافگند بندی

از آن کمند چو آهنگ بازرست کنم

دلم به دام بالها در اوفتد چون صید

چو یاد صید که از دام من بجست کنم

هوای قد بلندش مرا چو پست کند

نوای گفتهٔ خود را بلند و پست کنم

دلم به تیر غمش خسته گشت و می‌خواهم

که جان خود هدف آن کمان و شست کنم

گرم طلب کنی، ای اوحدی، ازان درجوی

که من به خاک سر کوی او نشست کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۹جای آن دارد که: من بر دیدها جایت کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۰آمده‌ام که صف این صفهٔ بار بشکنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۱شد زنده جان من به می، زان یاد بسیارش کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۲نظر چو بر لب و دندان یار خویش کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۳فراق روی تو می‌سوزدم جگر، چه کنم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۴تیر تدبیر تو در کیش ندارم، چه کنم؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۵درمان درد دوری آن یار می‌کنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۶به ذکر تو من شادمانی کنم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.