پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷

ای زاهد مستور، ز من دور، که مستم

با توبهٔ خود باش، که من توبه شکستم

زنار ببندی تو و پس خرقه بپوشی

من خرقهٔ پوشیده به زنار ببستم

همتای بت من به جهان هیچ بتی نیست

هر بت که بدین نقش بود من بپرستم

فردای قیامت که سر از خاک برآرم

جز خاک در او نبود جای نشستم

دست من و دامان شما، هر چه ببینید

جز حلقهٔ آن در، بستانید ز دستم

بر گرد من ار دانه و دامیست عجب نیست

روزی دو، که مرغ قفس و ماهی شستم

در سر هوس اوست، به هر گوشه که باشم

در دل طرب اوست، به هر گونه که هستم

بارم نتوان برد، که مسکین و غریبم

خوارم نتوان کرد که افتاده و پستم

باشد سخنم حلقه به گوش همه دل‌ها

چون حلقه به گوش سخن روز الستم

پنهان شدم از خلق وز خلق خلق او

خلقم چو بدیدند و بجستند بجستم

دوش اوحدی از زهد سخن گفت و من از عشق

القصه، من از غصهٔ او نیز برستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۹گر یار بلند آمد، من پستم و من پستم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۰من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱دلبرا، قیمت وصل تو کنون دانستم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۲چو بر سفینهٔ دل نقش صورت تو نبشتم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۳پیشتر از عاشقی عافیتی داشتم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۴تو دامن از کف من دوش در کشیدی و گفتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۵شب دوشینه در سودای او خفتم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۶نبض دل شوریدهٔ محرور گرفتم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.