پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۱

دلا، دگر قدم از کوی دوست بازمکش

کنون که قبله گرفتی سر از نماز مکش

بر آستانهٔ معشوق اگر دهندت بار

طواف خانه کن و زحمت حجاز مکش

ز ناز کردن او ناله چیست؟ شرمت باد

ترا که گفت: کزو کام جوی و ناز مکش؟

نسیم باد، بده بوی آن نگار و دگر

مرا در آتش اندوه در گداز مکش

ز من به حلقهٔ آن قبلهٔ طراز بگوی

که: بیش بر رخم از خون دل تراز مکش

چو بوسه نمی‌دهی رخ به عاشقان منمای

چو دانه نیست درین عرصه دام باز مکش

ازین سپس که ببینم بخواهمش گفتن

که: پرده بر رخت، ای یار دلنواز مکش

کشیدم آن سر زلف دراز را روزی

به طیره گفت که: اوحدی، دراز مکش

گرت خزینهٔ محمود نیست درست طمع

دلیر در شکن طرهٔ ایاز مکش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۳دیده گر لایق آن نیست که منزل کنمش
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۴گر دستها چو زلف در آرم به گردنش
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۵نیست عیب ار دوست می‌دارم منش
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۶امروز گم شدم: تو بر آهم مدار گوش
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۷بباد صبا گفتم از شوق دوش
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۸پستهٔ آن ماه مروارید گوش
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۹دو هفتهٔ دگر از بوی باد مشک فروش
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۰ای رخت خرم و دهانت خوش
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.