پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۸

مرا کجا سر زلفت به زیر چنگ آید؟

که خاک پای ترا از سپهر ننگ آید

بکن ز جور و جفا هر چه ممکنست امروز

که هر چه صورت زیبا کند بینگ آید

به زور بازوی مردی برون نشاید برد

بر آستان تو دستی که زیر سنگ آید

اگر چه شد ز روانی چو آب گفتهٔ ما

ز وصف قد تو چون بگذریم تنگ آید

چو میل سوی تو کردم به دوستی، دل گفت:

مکن، که جامهٔ این کار بر تو ننگ آید

ز رنگ ناخنت، ای ماه چهره،می‌نالم

به ناله‌ای، که چنان نالها ز چنگ آید

به صبغ مهر تو چون اوحدی دگر باره

در افکنیم شبی خرقه تا چه رنگ آید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۰دیریست که یار ما نمی‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۱دلی که در سر زلف شما همی آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۲دل می‌برد امشب ز من آن ماه، بگیرید
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۳باز پیوند، که دوری به نهایت برسید
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۴نالهٔ بلبل شوریده به جایی برسید
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۵من کشتهٔ عشقم،خبرم هیچ مپرسید
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۶دوشم فغان و ناله به هفت آسمان رسید
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۷ای مردم کور، این چه بهارست ببینید
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.