پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۲

دل می‌برد امشب ز من آن ماه، بگیرید

دزدست و شب تیره، برو راه بگیرید

اندر پی او آه منست آتش سوزان

گر شمع فرو میرد، ازین آه، بگیرید

گردن نکند نرم به فریاد و به زاری

او را ز چپ و راست با کراه بگیرید

ناگه دل من برد، چو آگه شدم، او را

آگاه کنید از من و ناگاه بگیرید

این قصه درازست، مگویید: چه کرد او؟

گویید: دلی گم شد و کوتاه بگیرید

گر زلف چو شستش به کف افتد ز رخ و لب

یک بوسه و ده بوسه، نه، پنجاه بگیرید

تا زنده‌ام او را برسانید به من باز

چون مرده شوم، خواه بشد، خواه بگیرید

زندان دل ما همه چاه زنخ اوست

دلهای گریزنده در آن چاه بگیرید

او گر ندهد داد دل اوحدی امشب

فردا به در آیید و در شاه بگیرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۴نالهٔ بلبل شوریده به جایی برسید
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۵من کشتهٔ عشقم،خبرم هیچ مپرسید
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۶دوشم فغان و ناله به هفت آسمان رسید
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۷ای مردم کور، این چه بهارست ببینید
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۸هر که از برگ و از نوا گوید
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۹به حسن عارض چون ماه و زیب چهرهٔ‌چون خور
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۰وقت گلست، ای غلام، روز می است، ای پسر
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۱بگشای ز رخ نقاب دیدار
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.