پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۵

هر که مشغول تو گشت از دگران باز آید

وانکه در پای تو افتاد سرافراز آید

هر کبوتر که ز دام سر زلفت بجهد

به سر دانهٔ خال تو سبک باز آید

وقت جان دادن اگر بر رخت افتد نظرم

چشم من تا به لب گور نظر باز آید

ور سگ کوی تو در گور من آواز دهد

استخوانم ز نشاط تو به آواز آید

مفلسی را که خیال تو در افتد به دماغ

گر صدش غم بود اندر طرب و ناز آید

آنکه با واقعهٔ عشق تو پرداخت چو من

چه عجب! اگر به سخن واقعه پرداز آید

خود گرفتم ز غم خویش بسوزی تو مرا

چون من امروز که داری که سخن ساز آید؟

قصهٔ اوحدی از راه سپاهان بشنو

همچو آوازهٔ سعدی که ز شیراز آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۷دل سرمست من آن نیست که با هوش آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۸مرا کجا سر زلفت به زیر چنگ آید؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۹سحر گه چون نسیم زلف آن دلدار می‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۰دیریست که یار ما نمی‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۱دلی که در سر زلف شما همی آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۲دل می‌برد امشب ز من آن ماه، بگیرید
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۳باز پیوند، که دوری به نهایت برسید
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۴نالهٔ بلبل شوریده به جایی برسید
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.